محمد على مجاهدى
537
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
از وى تاكنون بيش از بيست اثر تحقيقى به چاپ رسيده و تلاش پيگير او در احياى متون منظوم و منثور پارسى ستودنى است . از اوست : خون خدا مىخواست كفر افكند از جوش ، كعبه را * تا اهل دين كنند فراموش ، كعبه را بگرفت جا به دامن كرب و بلا ، حسين * با درد و غم نمود هماغوش ، كعبه را شد زنده دين حق ز قيامش ، اگرچه كرد * اندر عزاى خويش ، سپه پوش كعبه را خون خدا به كرب و بلا موج مىزند * بينم و ليك ساكت و خاموش كعبه را بوى خوشى كه مىوزد از تربت حسين * گويى كه برده تا ابد از هوش ، كعبه را بنگر مقام و رتبه ، كه در پيش كربلا * شد حلقهء ارادت در گوش ، كعبه را از بس كه اشك ريخته در ماتم حسين * چون زمزم است ، چشمهء ، پرجوش كعبه را يا نيست جز خيال شه كربلا به سر * يا خاطرم نموده فراموش كعبه را 7 . احتشامى هونهگانى ، خسرو علىرغم آنكه او از چهرههاى نامآشناى غزل معاصر است ، جز اينكه در سال 1325 در هونهگان از توابع اصفهان به دنيا آمده است ، « 1 » از زندگىنامهء او مطلب ديگرى به دست نياورديم . احتشامى در قلمرو شعر آيينى ، شاعرى مطرح و پرآوازه است و مجموعه شعر « زين نقرهء واژگون » او با حجم كمى كه دارد ، حاوى آثار بلند و گاه ماندگارى است كه مىتواند رهگشاى شاعران جوانى باشد كه دوست دارند در فضاى شعر آيينى تنفّس كنند . شيوهء بيانى او ، آميزهاى از سبك عراقى و اصفهانى ( هندى ) است و رگههاى تيره و روشنى كه در بافت كلام او حضور دارد شعر او را از سايه روشن عاطفه و خيال سرشار كرده است . استفادهء كارآمد و به هنگام از آرايههاى لفظى و معنوى ، آفرينش تركيبهاى ناب و بديع ، خلق مضامين رنگين ، نگاه تازه به آفاق شعر آيينى و كلام فاخر او ، احتشامى را در شمار شاعران موفق روزگار ما قرار داده است و غزل مرثيههاى عاشورايى او ، در زمرهء بهترين اشعار ماتمى زمانهء ماست .
--> ( 1 ) . غزلهاى شاعران امروز ، مجيد شفق ، ج 1 ، ص 61 .